درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • شناخت دامپزشکی از زبان من
  • جوابیات
  • دامپزشکی سیاست
  • رشته دامپزشکی
کلمات کلیدی مطالب
  • رشته دامپزشکی (۳)
  • دانشکده دامپزشکی (۱)
  • سازمان دامپزشکی (۱)
  • دانشجوی دامپزشکی (۱)
  • سیاست دامپزشکی (۱)
  • انتخابات (۱)
  • درمان (۱)
  • جوابیه (۱)
  • تشخیص (۱)
  • شفا (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • امرداد ٩٠
  • آذر ۸۸
  • خرداد ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
دوستان من
  • حكيم مهر
  • دکتر لطقی
  • انجمن صنفی مسئولين فنی-بهداشتی دامپزشک استان تهران
  • وبلاگ دکتر علیرضا گائینی
  • دانشکده دامپزشکی آزاد ارومیه 86
  • اهواز 81
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
کدهای اضافی کاربر



رشته دامپزشکی
شناخت دامپزشکی از زبان من
نویسنده: - چهارشنبه ٢٦ امرداد ،۱۳٩٠

دوستان گرامی

از اینکه تاخیر نمودم در پاسخ به خواسته هایتان عمیقا از محضرتان شرمسارم

و خیر مقدمی عرض میکنم به دانشجویان تازه وارد به دانشکده ، به زیبایی ایام جوانی  نوجوانی که در سختی و اسانی های دانشکده دامپزشکی گذراندیم .

از اینکه اگر به ناحق حرفی زدم که باعث دلخوری شد حلالیت میطلبم هرچند که

کنونت که امکان گفتار هست

بگو ای برادر به لطف و خوشی

که فردا چو پیک اجل در رسد

به حکم ضرورت زبان درکشی

گفته ها باید گفته شود تا نسل بعد از ما آزمون و خطایی مجدد ننمایند

دوستان جدیدالورود دامپزشکی

آن زمانی که چون شما با اما و اگرها و شایدها و بایدها و افکاری مغشوش وارد دانشکده میشدم  حتی در تصورم هم نمیگنجید که درس خواندن در این رشته تا تارو پود زندگی شخصی  و اجتماعی و روح و روان و نفسم را دگرگون خواهد ساخت.

چه انکه دید کوتاهی داشتم و اندیشه ای که بعدها در کشاکش روزگاز دانستم چه ناپخته و سطحی.

دامپزشکی اعتماد به خود خودم را به من آموخت.

درسهای تئوری ، عملی ، آزمایشگاهی ، درمانگاهی را می آموختیم اما تمام آنها در جایی در تتهاترین خلوتم به هم متصل شدند که باعث شناخت خودی خودم گردید و اموختم باید این علوم را که در سالها و ماهها خواندیم ساده و ساده تر سازیم ، هرچند چیزی از پیچیدگی های آن نکاهیم و آن خلاصه ها شاید شامل دو کلمه بود

تشخیص و درمان .که شرط لازم ان اعتماد به نفس است و توکلی بسیار خاص بر خدا برای دادن شفا در دستانم که لایقم دانست تا سرنوشت موجودی از آفریده هایش را به من بسپارد.

و شایدنمود آن صحبتی است برای صاحب دام ، تصمیمی که سلامت دهها و شاید صدها و هزاران انسان را تحت تاثیر قرار دهد ، امضایی که سرمایه ای را متحول سازد و همه اینها من را به خودی خودم و شناختی عمیق تر از خود و پیرامونم رهنمون ساخت

شاید سالها گذر زمان لازم بود تا بدانم ( و شاید حال نیز نمیدانم ) تشخیص یعنی چه

درمان چیست؟ شفا کجاست. چه کتابها و مطالبی در مورد هر کدام از آنها میتوان نوشت و چه موهبتی خاص خاص به من داده شد که به دیگران نرسید........

دامپزشکی علم است ناب ناب.خالص خالص . هیچ رشته و علم دیگری نمیتواند اندکی از آن را جایگزین شود.علمی است به زیبایی طبیعت همچنان که در عین حال روی دیگرش سختی است.وسعتی دارد به اندازه تاریخ تمدن انسان .گونه گونی دارد به رنگارنگی دامها و حیوانات . شاید خود اقتصاد، اجتماع،اولین کلمه بهداشت، پایه سلامت، ماهیت تحقیق ، پستوی تحقیق دارو،پدر واکسن ، طبابت ناب ناب ناب

روی دیگر سکه بی اخلاقی ها و خود بینی ها و ترجیح منافع آنی خود بر منافع طولانی جمع است که متاسفانه چون گیاههای هرز بر تنه این درخت زیبا پیچیده و دیری نخواهد بود که آنرا از بیخ و بن خشک سازد .

حتما بیشتر خواهم گفت................

نظرات ()



جوابیات
نویسنده: - یکشنبه ٢٩ آذر ،۱۳۸۸

دانیال

:سلام.امیدوارم حالتان خوب باشد.من با بخشی از اظهارات شما مبنی بر امکانات کم در این رشته موافقم اما به این نکته هم توجه کنید که ایجاد مراکز متعدد درمانگاهی دامپزشکی کاری بیهوده است زیرا تعداد دام ها 70 میلیون نیست و تمامی شهر ها به یک اندازه به دامپزشکی احتیاج ندارند.همچنین ورودی های این رشته در هر سال در مجموعه ی آزاد و سراسری کمتر از 400 تا می باشد در حالی که گروه های پزشکی بیش از 3000 دانشجو در هر سال می پذیرند.این خود به ترافیک بیش از اندازه رشته پزشکی اشاره دارد.در ضمن بیش از 90 درصد از تحقیقات پایه برای تولید واکسن های انسانی به عهده ی دامپزشکان میباشد.قربان قامت والا و سیمای شهلا تماس فرت!

دانیال جان سلام

ممنون که قابل دونستی و نظر دادی و شرمنده از اینکه دیر جواب دادم

ایجاد مراکز درمانگاهی کاری بیهوده هست زیرا از لحاظ نرم افزاری و سخت افزاری شرایط اینکار مهیا نیست . کلینیک های دام کوچک  در شهرهای بزرگ تقریبا اشباع شده و در شهرهای کوچک حتما و به گفته شاغلان ورشکسته! کششی ندارد .

کلینیک دام بزرگ هم در شهرهای بزرگ که نیشخند و در شهرهای کوچک هم نیاز به تحمل چیزی در حدود ١٠- ٢٠ سال خوردن خاک این شغل مقدس و مبارزه با اساتید ماما و جراح و متخصص درونی و حتی رزیدنتهای آن داره و از این رهگذر اگر چیزی نصیب دکترهای عمومی تازه کار جلای وطن کرده بیفتد که باید خدا را هزاران مرتبه سپاسگذار باشه و دلیل اینکه این کیس از زیر اینهمه آدم در رفته و زیر پنجه ایشون اومده از خود تشخیص بیماری مهمتره .

پ ن : تمامی گاوداریهای بزرگ استان تهران دست چند تا معدود از اساتید دانشگاهه که حتی نمیگذارن بوی گاوداری به دماغ کسی بخوره

کار طیور هم که بیشتر شبیه جوکه دلقک کدوم دانشجوی دامپزشکی دوره عملی پرورش طیور رو دیده که بتونه کوچکترین مشکل مرغدار رو بفهمه ؟

در مورد آبزیان و اسب و زنبور عسل و کرم ابریشم هم ............... بگذریم.

در مورد پذیرش دانشکده ها هم فکر میکنم کمی سیاسی ماجرا رو دیدید و لااقل ۵ برابر عدد شما است و تمامی گروههای پزشکی شامل داروسازی و دندانپزشکی و پزشکی شاید این مقدار شما رو برابری کنه . ببینید دانیال جان یک پزشک و دندانپزشک در بدو شروع کار یک دکتر حرفه ای هستند که با طی دوران تحصیل و آموزشهای دانشکده وقوف کامل به تمامی حیطه کاری خود دارند . اما یک دامپزشک بعد از اتمام درس شاید بصورت نیم بند تنها در یک فیلد بتوانند شروع به تجربه اندوزی کنند .

اگر یک پزشک سختی کار ما رو داشت و از زیر کولر یا کنار بخاری بلند میشد و از شهر خروج نموده و ساعتها رانندگی مینمود و در گرما و سرما متحمل کار بدنی میشد حتما ۶-٧ برابر دستمزد مارو طلب میکرد . یک دندانپزشک با ١ سال کار در مرکز شهر زندگی خود را جمع و جور میکنه و یک داروساز با ۴ ساعت کار بدون کوچکترین فعالیت بدنی و مسئولیت بطور تقریبی ٨٠٠-٩٠٠ هزار تومان در ماه درآمد دارد . قط شما لحاظ بفرمائید در هر خیابان و شهر و روستا با وجود این همکاران باز به وجود آنها نیاز است و با طرحهایی مانند پزشک خانواده با ١۵ روز کار در روستا حدود ١ الی ٢ میلیون حق الزحمه به عزیزان پزداخت میشه .

انشاالله تحقیقات و تولیدات واکسن در آینده ای نه چندان دور هم از دست دامپزشکانی که حتی ۵/. واحد هم از تولید دارو و واکسن نخوانده اند گرفته میشه و به پزشکان و داروسازان که مدعی پرو پا قرص اون هستند داده میشه. قربانت فرت

 

سلام شما کم لطفی کردید در مورد مقایسه با رشته پزشکی با دامپزشکی در رشته پزشکی بیکاری فریاد می کنه وتخصص قبول شدن در رشته پزشکی کار هر کسی نیست شاید یک دامپزشک که در دانشگاه آزاد نا کجا آباد با تراز 5200 قبول شده مشکل داشته باشه اما یک دامپزشک نخبه هم ردیف یک پزشک و به اندازه یک پزشک مشکل داد و در آینده نزدیک اوضاع کاریش با کسب تجربه و معلومات روز به روز بیشتر میشه

سهراب  جان  در رشته پزشکی بیکاری فریاد نمیکنه بلکه اکثر پزشکان قناعت به درآمدهای پایین مثل ما ندارند . عزیزم یک پزشک با قبول شدن در رشته تخصصی خوب زندگی اش متحول میشه اما یک دامپزشک شاید یک میزان جزیی به درآمد جزیی ترش افزوده بشه . واقعا درآمد و شان مثلا یک افتالمولوژیشست یا ارتوپد یا ارتودنتیست رو با یک متخصص دام بزگ یکی میدونید ؟بله شاید یک دامپزشک بعد ۵-۶ سال کار بی وقفه و جنگ با همکارها و اداره و ........ دامپزشک بشه اما واقعا با یک پزشک عمومی تازه فارغ التحصیل  هم نتونه برابری کنه . اصولا ما چرا باید در ناکجا آباد دانشکده دامپزشکی داشته باشیم . چرا باید اجازه بدیم هرکسی هر بلایی سر این رشته مفلوک دربیاره و منافع شخصیش رو به منافع این جمع ارجح بدونه........... بگذریم

 


من دانشجوی دامپزشکی هستم و از اون راضی هستم.
شما کوجک ترین آشنایی با این رشته ندارید و این نشان از حسادت شما هست که این اطلاعات غلط را می دهید.

خدا رو شکر.ممنون. کاش این گونه بود

 


شما بسیار کم لطفی کردید

متاسفم اما بیاد دارم حقیقت را بگم هرچند تلخ و گزنده

 

با سلام.به نظر من نوشته ی شما معقول نیست. شما باید به فکر بر طرف کردن مشکلات باشید نه اینکه دانشجویان و دانش اموزان این رشته را تحقیر کرده و از ذوق اندازید.در ضمن با این کار از امدن  افراد  نخبه به این رشته مانع میشوید.

با سلام . من عقلانیت رو در راستی دیده ام . من کاره ای نیستم که مشکلی برطرف نمایم . من تنها کاری که میتوانم بکنم همین نوشتن واقعیات است و  قصدم تحقیر نبود که نشان دادن سرابی بود که برای ما ترسیم کرده اند و ما در این سراب همچنان میزانیم و فقط میخواهم بگویم سر از لاک خود درآوریم و ببینیم در کجای دنیا ایستاده ایم و به کدام نا کجا آباد میرویم . ذوقی که بعد از فارغ التحصیلی به یاس تبدیل بشه به هیچ نمی ارزد

 

آن طور بد هم که عرض نمودید نیست لابد خیال کرده اید عزیزان 700.000نفری کارشناسی موقعیت شغلی عالی دارند و این دکتران دامند که پشت سر آنها برای کار می مانند  .خدمتتان عرض کنم شمایی که این متن را تهیه نمودید هم اکنون بیکارید؟ !! هرچند با دکترا بیکار باشیم به از با کارشناسی...
من علوم آزمایشگاهی نیز قبول شدم اما این رشته را برگزیدم چراکه می دانم نسبت به کلی از رشته های دیگر حداقل دارای مرتبه و شان است
الطاف عالی بی پایان...

امیدوارم دوستان جواب همکار گرامی مان را بدهند که وقت برایم ضیغ است و توان اندک

نظرات ()



دامپزشکی سیاست
نویسنده: - جمعه ۸ خرداد ،۱۳۸۸

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و شاید تحولات پیش روی سهم خواهی و نزدیک شدن به قدرت ذهن بسیاری را متوجه این امر نموده است و جمعیت دامپزشکی نیز به فراخور وزن اجتماعی و سیاسی خود در این روزها وارد مسائلی شده که سنگینی سیاسی آن از ثقل اجتماعی و صنفی بسیار بیشتر مینماید. بسیار متاثر گردیدم که چرا جامعه رو به انحطاط دامپزشکی که هر روز دورتر از آرمانهای اصولی خود قرار میگیرد اینبار نیز با دستهای خود تیشه به ریشه درخت نزار خود میزند و با وارد شدن در سیاسی کاری و بدون در نظر گرفتن شرایط خود اوضاع را پیش از پیش متلاطم تر میسازد.

شرکت در انتخابات وظیفه و حقی است ملی که در آن شکی وجود ندارد . اما حمایت از کاندیدایی خاص با کدام توجیه صورت میگیرد؟ ابتدایی ترین گمان این است که کاندیدایی دیگر رئیس جمهور گردد و آنوقت باید شاهد تسویه حسابی سخت از سوی جریان حاکم و انشقاق و یا نابودی تشکل نیم بند دامپزشکان باشیم

خواست دامپزشکان حامی نامزدها چیست؟

آیا حساب کردن و به شمار آمدن آنها در جریانات اجتماعی؟ به گمان بسیاری بدترین اندیشه ای است که در شرایط کنونی میتواند به فکر خطور کند . سیاست دنیای خاص خود را داراست و وارد شدن در این بازی خطرناک مطالبات خاص خود را میطلبد . چه اینکه کسانی که وارد این بازی شدند جز عده ای خاص حتی قواعد کلی آنرا نمیدانند و حتی در صورت پیروزی کاندیدای مورد حمایت خود از طلب نمودن کوچکترین مطالبات خویش عاجز خواهند ماند.

شکی نیست که دامپزشکی و دامپزشک علیرغم گفته های رئیس نظام دامپزشکی در خفت بار ترین مواضع در کل دوران حیات خود است اما با دیدن سایتها و بلاگها و نشریات در زمینه سیاسی کاری این جمعیت اولین فکری که به ذهن متبادر میشود این است که چه درخواستی از شخص اول اجرایی کشور داریم؟آیا کارهای ناکرده و ناشده خود را از شخص دیگری طلب داریم؟ چه پیشنهادی در این خصوص ارائه شده؟ نظرات کاندیداها در این خصوص چه بوده ؟ چه لزومی داشت که حامی کاندیدایی خاص شدن در کنار تیتر و عنوان دامپزشکی قرار بگیرد و حال که چنین شده ماحصل چیست؟

شکی نیست که دامپزشکان به دلیل نفوذ در عمق جوامع شهری و علی الخصوص روستایی و داشتن شخصیتی تاحدی کاریزما در این جوامع و رابطی از دنیای شهری و بادانش میتوانند نقشی بسیار پررنگ در انتخابات و دادن اگاهی و دانش به جمعیتی عظیم نماید و از این رهگذر برخی کاندیداها را راغب به حضور و دادن وعده هایی بنماید اما باید دانسته شود :

نقش ریاست جمهوری برای بانوان دامپزشکی چیست؟ چرا حامی ایشان گشته اید و چرا صراحتا عنوان ننمودید مطالبات شما چیست؟

چرا دامپزشکی کشور بدون هیچ طرح و برنامه ای وارد این کارزار شده؟ ما باید بدانیم طرح و پیشنهاد کسانی را که دامپزشکی را وارد این کارزار کرده اند چیست؟

چه طرحی در خصوص ارتقای دامپزشکی و دامپزشک ارائه داده اید؟

چه پیشنهادی برای کم نمودن دانشکده ها و دانشجویان ارائه نموده اید؟و چه برنامه هایی در خصوص متحول نمودن آموزش دامپزشکی و روزآمد کردن آن ارائه داده اید؟

مطالبات شما در خصوص خارج شدن دامپزشکی از زیر مجموعه جهاد و استقلال آن و نگرش جامعه به عنوان  بهداشت به دامپزشکی به حای تولید به دامپزشکی چیست؟

جهت رفاه و ارتقاء دامپزشکان چه برنامه ای ارائه نموده اید؟

اشتغال دامپزشکان جوان و بهره مندی دامپزشکان از گردشهای وسیع مالی در حوزه دام و صنایع وابسته دیگر چیست؟

و دهها سوال دیگر که گمان میرود برای پیش پاافتاده ترین آنها نیز فکری نشده و شاید برای سرگرمی برای عده ای و قدرت طلبی عده ای خواص دیگر وارد این میدان شدیم. ما بعنوان یک ایرانی و بنا به بسیاری اصول رای خواهیم داد اما استفاده بی دلیل از نام دامپزشکی و بازیچه قرار دادن آن گناهی است مضاعف بر روی گناهان و اشتباهات گذشته

نظرات ()



رشته دامپزشکی
نویسنده: - سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳۸۸

با دیدن معرفی رشته های دانشگاهی و همزمان با فرا رسین آزمون ورودی دانشگاهها در سال 1388 و اینکه تا چند روز دیگر تب و تاب ورود به دانشگاهها دانش آموزان کنکوری را فرا خواهد گرفت به دلیل مشغله های کاری که احتمالا مجالی برای پرداختن به بحث انتخاب رشته نخواهد گذاشت لازم دانستم مطالبی را به اطلاع دوستان برای انتخاب رشته برسانم و چون نویسنده مطالب با کمی تغییر مشابه چنین نامه هایی به سایتهای مرتبط فرستاده و جواب و عکس العملی مشاهده ننمود بهتر دید تا شخصا این اطلاع رسانی را در مورد رشته دامپزشکی انجام دهد :

در ابتدا برای تمامی دوستان که حوصله خواندن مطلب را ندارند توصیه میکنم فکر انتخاب چنین رشته ای را از ذهن خود بیرون کنند .و در صورت تمایل دلایل خود را بدون حب و بغض خواهم گذاشت زیرا متقد است نجات یک انسان نجات بشریت است :

شاید در برخورد و نگاه اول دامپزشکی مرکب از دوواژه دام و پزشکی باشد که پیشوندی نیز بنام دکتری با خود یدک میکشد :

با توجه به تجربه 7 ساله در دانشکده دامپزشکی و بعدها اشتغال در این حرفه و مباحثه و گفتگو با همکاران بسیار مطمئن گردیدم که این رشته در تمامی دانشکده ها کمترین همخوانی را با نام خود دارد و این بدلایل بسیار زیادی است که به تعدادی از انها اشاره خواهد گردید :

1-     سر فصل دروس در مجلس شورای اسلامی تهیه و هرازچندسالی برخی قسمتهای آن مورد بازبینی قرار میگیرد و آنهم توسط کسانی که هیچ دانشی به این رشته ندارندو خود شرح مفصل بخوان از این مجمل.

2-     برگزار کننده دوره وزرت علوم میباشد که هیچ توجه و شناختی نسبت به خطیر بودن این رشته نداشته و تنها با انطباق موارد جزیی از امکانات سخت افزاری و نرم افزاری سریعا با احداث دانشکده جدید با اوضاع  هرچند  اسفبار موافقت مینماید.

3-     مسئول دامپشکی و یا به عبارتی سلامت دام در کشور سازمان دامپزشکی است که با توجه به وسعت کشور و درگیریهای پرسنلی و سازمانی اصولا دخالتی در آموزش دامپزشکی و آموزش عالی دارا نمیباشد

4-     تعداد زیاد دانشکده های دامپزشکی و جمعیت زیاد آنها باعث گردیده تا دانش جویان و دانش آموختگان روز بروز از ارزش اجتماعی خود دور شده و این مسئله بسیار دیده میشمود که دانش آموختگان پس از فارغ التحصیلی مدت مدیدی بیکار بوده و نهایتا جذب سایر موقعیتهای شغلی گردند .

5-     آموزش و امکانات در دانشکده های دامپزشکی در حداقل و حتی کمتر از حداقلها میباشد . یک درمانگاه با امکانات بسیار کم و دانشچویانی که برای دیدن یک کیس از سرو کول هم بالا میوند موضوعی است که در تمامی دانشکده های دامپزشکی دیده میشمد و مقایسه آن با دانشجویان پزشکی که از سال 3 یا 4 وارد بیمارستانهای نسبتا مجهز گردیده و زمان و جای مناسب در هر موقع شبانه روز برای دیدن سیر بهبود و التیام و بازخوانی پرونده های پزشکی و گفتگو خواهند داشت قیاسی است مع الفارق . تمامی دانشجویان شاهد این قضیه بوده اند که مراجعه کنندگان به درمانگاهها بنا به دلایلی هر روز کمتر و مدت اقامت دامها در درمانگاهها حتی به نیمی از ساعت نخواهد رسید و جماعتی عظیم در پی انند که این دام از کجا آمد و به کجا رفت .

6-     محتوای درسها بسیار دشوار غیر کاربردی و پراکنده است و از پرورش زنبور عسل تا جراحی دام بزرگ تا سوسیس و کالباس که به فراخور حجمی از واحدها را خواهد گرفت و لازم است عنوان گردد در کل کشور شاید کسانی که در سال بعد از تحمل مشقت به این درسهای پراکنده روی میاورند بسیار ناچیز و شاید به اندازه انگشتان دو دست باشد و به اصطلاح دامپزشکی رشته ای است به وسعت اقیانوس و به عمق نوک انگشت .

7-     سازمانهایی مانند شیلات و یا فیلدهای صنایع غذایی به درستی یا شاید کمی تعصب از پذیرفتن دامپزشکان خودداری میکنند . در واقع کسی خواستار آقا بالا سر با معلومات کم و ادعای دکتر بودن نمیباشد و باید تا حدی حق داد . کل درسهای گذرانیده شده در مورد ماهی و کرم ابربشم و زنبور عسل به اندازه علمی نیست که یک تکنسین در دانشگاههای غیر مطرح کسب میکند و سالها تجربه چه در حین تحصیل و چه بعد از آن لازم است تا به سطحی متوسط و قابل قبول در ین فیلدها رسید

8-     در مورد فیلدهای اصلی دامپزشکی مانند دام بزرگ و دام کوچک و طیور:

 به ضرص قاطع همه دامپزشکان در یک یا دوی این فیلدها مشکلات اصولی دارند و اکثریت قریب به اتفاق آنها در بهترین شرایط چند سالی را باید در فارمها گذران کنند تا بتوانند عنوان دامپزشکی گاو . اسب . طیور و یا دام کوچک را شایسته خود سازند و این را مقایسه کنید با پزشکی که در سال ششم تقریبا تمامی بیماریها را با توجه به آموزشهای دیده شده و امکانات مناسب شناخته و عنوان دکتری برازنده ایشان خواهد بود ولی بطور قاطع معتقدم دامپزشک فارغ التحصیل شده تا مدتها حتی از مواجهه با حیوان هراس داشته و فهم این مسئله بسیار ساده است .

9 – عدم درک درست از رشته تحصیلی جدا بودن از وزارت بهداشت . عدم بازخوردهای روزانه با علوم روز پزشکی نظیر داروسازی . پزشکی . و بسیاری از رشتهای نوین پزشکی فاصله ها را بیش از پیش نموده و خواهد نمود . دانشکده هایی که با حداقل امکانات حتی پاسخگوی نیازهای بدیهی رشته خود نمیباشند چگونه میتوانند در رشته های دیگری چون بیوتکنولوژی . نانوتکنولوژی. علوم سلولی . ژنتیک و غیره که در ید وزارت بهداشتتند رقبت کنند و بهتر همان است که این علوم چند صباحی در علوم پایه گذرانده شده و به فراموشی سپرده شوند.

10 – مقایسه این رشته دکترا با سایر رشتهه های دکترای حرفه ای نیز کمی منقلب کننده است . رشته هایی که فقط در حد تکنیک هستند و علم به حساب نمی ایند و در بسیاری از کشورها حتی دکتر هم به انها اطلاق نمیشود و یا رشته ای همچون دارو.... که حتی از علوم اولیه پزشکی چون آناتومی و علوم بالین چیزی نمیدانند ولی در دوران دانشجویی با گذراندن چیزی حدود 120 واحد چندین برابر یک دامپزشک حقوق دریافت میکنند و این منهای مرارتهای دامپزشکی است که در داخل شهر کیسی برای معاینه نیست و برای کسب روزی باید بلای روستا و جاده و دامدار را با کمترین حقوق  و مزایا به جان خرید .

10 – رخوت کلی دز این رشته و بیتفاوتی دانشجویان به سرنوشت خود از همان روز نخست شما را در پارادوکسی بزرگ قرار خواهد داد و این تضاد تا آخرین لحظات اشتغال در این رشته با شما خواهد بود و این نیز تا حدی ساده  مینماید . بعلت عدم تعریف درست و جامع و بدون حب و بغض دیدی بسیار روستایی در دامپزشکان و دانشجویان دیده میشود در حالی که اگر زیر مجموعه وزارت بهداشت میبود علاوه بر تقبل اندیشه ها و استفاده از امکانات نرم افزاری و سخت افزاری و نشاط عمومی در جایی بزرگتر علاوه بر اینکه باعث بالا رفتن روحیه علمی و نشاط کلی در این جامعه میگردید که شرح آن از این مجمل خارج است جلوی افزایش بیرویه دانشکده ها و دانشجویان نیز گرفته شده و تا خدی مدیریت را شاهد میبودیم. چه اینکه در برخی استانها 2 دانشکده به صورت مجاور حضور داشته و در بسیاری دیگر استانها آموزشکده . بیمارستان و یا مرکز آموزشی وجود تدارد

11 – توصیه میکنم قبل از انتخاب این رشته سری به ادارات دامپزشکی زده و فرمهای درخواست کار و زمان بایگانی آنها را دیده و سری هم به دانکره های داروسازی و دندانپزشکی و پزشکی بزنید و نیازهای استخدامی آنها را نیز مطالعه کنید شاید سخن نویسنده بسی گزاف بوده باشد

12 – تخصصهای دامپزشکی طیف بسیار را شامل میباشند . پذیرش بسیار معدود و سخت و بعد از اتمام دوره نیز شرایط فرق زیادی نخواهد کرد . شما کافی است مقایسه ای کوچک بین متخصصین دامپزشکی و سایر تخصص های گروه پزشکی بندازید . نه شان اجتماعی و نه هیچ چیز جای هزینه و عمر گذران را نخاهد داد.

13 – این بحث همچنان باز خواهد بود و از نظر تمامی همکاران استفاده خواهم نمود . معتقد میباشم هر رشته ای غیر از دامپزشکی میتواند خوب باشد . رشته های با طول مدت تحصیل کمتر دیدی بهتر به شما خواهد داد و رشته های پزشکی نیز بدلیل حمایتهای دولت از قشر فرهیخته توسط وزارت بهداشت و قرار داشتن آنها در سارمانی همه جانبه نگرتر و بزگتر نیز مضاف بر ادله خواهد بود

 

نظرات ()